مجموعة مؤلفين
310
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ متن سفرنامهء خان افغان ] بسم الله الرحمن الرحيم در شرح حركت و سياحت اين بنده درگاه ، آگه به سفرفيض اثر ، عتبات عاليات ، از روز نهم رمضان المبارك كه از ارض اقدس روانه راه شدم و آنچه ديده ام و سرگذشت اينجانب هست بدون كم و كسر بيان مىشود . [ فرار از دست پدر زن و قصد زيارت عتبات ] در روز نهم رمضان ، كه عازم بودم به ملاحظه اين كه رسم زايرين حضرت سيدالشهدا ( ع ) اين است كه در روز حركت به طرف عتبات ، چاوش بايد به جلويشان بخواند و جمعى از دوستان و اقوام به مشايعت حاضر مىشوند ، لهذا بنده يك نفر چاوش را در يوم هشتم ، ماه مذكور ، از براى روز حركت دعوت نمودم و بسيارى از رفقا و اقوام هم خيال مشايعت را داشتند . اما در شب نهم ماه صيام ، پدرزن بنده ، استاد محمد معمار كاشانى ، معروف است ، كه از دو ماه قبل ، پيش از آن « 1 » دختر خود را با تمامى اسبابش به همراهى ايالت ، عنفاً از خانه بنده برده بود و با اين حقير طرف نزاع و جدال بود ، مجدداً عارض و از قبل ايالت و بيگلربيگى « 2 » چند نفر مامور گرفته كه بنده را شايد به شرع و عرف بكشد و از اين سفر بازدارد . لهذا ، مامورين ديوان به درب خانه و كوچه ، حياط بنده تا ساعت شش از شب گذشته معطل و منتظر بودند كه بنده را دستگير و به مرافعه حاضر سازند ، از آن جائى كه محبت زيارت قبر مطهر حضرت ابى عبدالله الحسين ( ع ) در قلوب جميع شيعيان از زمان تولد تا هنگام وفات جاگرفته و در راه آن حضرت از جان و مال و اولاد مى گذرند .
--> ( 1 ) . اصل : برآن . ( 2 ) . بيگلربيگى ، يكى از منصبهاى لشكرى در ايران از قرن هفتم تا دوازدهم هجرى ، به معنى حاكم و فرمانده نظامى ايالات بزرگ و سرحدها و گاه فرمانده كل قوا . دهخدا ، ذيل واژه